نمیتونه دووم بیاره!..
اونوقت من اگِ دو روز تو خونه تنها باشم قطع به یقین تجزیه میشم یا از گشنگی میمیرم!
جالبتر اینکِ میگه امام زمان من بِ امید تو میخابم..ینی ته نکته بود این حرفشا!
+دو س روز پیش دختر دایی اومد ک ِ ب اصطلاح چندروز خونه عمش بمونه..کلاس سوم ابتدایی ِ
اینکِ خیلی شیک منو از اتاق انداخته بیرون کِ عادت داره رو تخت بخوابه بِ کنار..
اینکِ خیلی مجلسی میاد پای کامپیوتر من میشه و میره تو نت بِ کنار..
اینکِ عروسکای بچگی منو نمیدونم از کجا پیدا کرده و همشو ردیف کرده بِ کنار..
اینکِ هرشب ساعت 10 تو خونه ما کِ کم کمش تا دو س بیداریم خاموشی میزنه بِ کنار..
اینکِ رفته با کل شامپو بی زبون منو کف بازی کرده بِ کنار..
اینکِ اشک منو در آورده بس کِ بهم گیر داده بِ کنار..
اینکِ کتاب ادبیات منو برداشته میگِ پاشو بیا نکته هاشو توضیح بده واسم بِ کنار..
عاخه نمیدونم داداشش چرا این مدلیه..ینی زامبی تربیت کردن..زنگ زده خونه ما ،من گوشی برداشتم..
من: سلآآآآم زندایی(با گوشی مامانش زنگ زده)
امیر علی : علیک..امیر علی هستم،آبجیم کجاست؟
من: پیش مامانمه..
امیر علی : خیلی خوب برو گوشی بده ب ِ بزرگترت
من:
و باز هم من :
امیر علی فقط سه سال و خردیشه !!! ینی رسما تخریب کرد هرچی بود و نبود رو!
+بالاخره بعد دو هفته مشکلشون حل شد..خداروشکر،
بعد دو هفته یکم جو متشنج همه آروم شد..(: خداروشکر..
+یاعلی
برچسب:
نویسنده: امیر نوروزی